با موجودات روی زمین مهربان باشید

 با موجودات روی زمین مهربان باشید
۱۲ سرطان ۱۳۹۸ 74 0 نظر sarkhat.af

 با موجودات روی زمین مهربان باشید

هشام پسر قصه ما در یک باغ، لابه لای گل‌ها می‌دوید و پروانه‌ها را دنبال می‌کرد. هر وقت پروانه زیبایی می‌دید و خوشش می‌آمد، آرام به طرف او می‌رفت تا شکارش کند. بعضی پروانه‌ها که زرنگ‌تر بودند، از دستش فرار می‌کردند، اما بعضی به چنگش می‌افتادند.

هشام وقتی پروانه‌ها را می‌گرفت، آنها را در یک قوطی شیشه‌یی زندانی می‌کرد. یک روز که چند پروانه زیبا گرفته بود، آن‌ها را به داخل قوطی انداخت. قصد داشت که پروانه‌ها را خشک کند و لای کتابش بگذارد و به همصنفی‌هایش نشان دهد.

پروانه‌ها ترسیده بودند، خود را به در و دیوار قوطی شیشه‌یی می‌زدند تا شاید راه فرار پیدا کنند. هشام همین طور که قوطی شیشه‌یی را به دست گرفته بود و به پروانه‌ها نگاه می‌کرد، خوابش برد.

در خواب دید که خودش هم یک پروانه شده و یک بچه او را به دست گرفته و اذیت می‌کند. تمام بدنش درد می‌کرد و هر چه فریاد و التماس می‌کرد، کسی صدایش را نمی‌شنید.

بعد پسر بچه، هشام را بین ورق‌های کتابش گذاشت و کتاب را محکم بست و فشار داد. دست و پای حسام که حالا تبدیل به یک پروانه نازک و ظریف شده بود، ترق ترق صدا می‌داد و می‌شکست و هشام هم چیغ می‌زد.

ناگهان از صدای فریاد خودش از خواب بیدار شد و تا متوجه شد که تمام این‌ها خواب بود، دست به آسمان بلند کرد و از خدا تشکر کرد. ناگهان به یاد پروانه‌هایی افتاد که در داخل قوطی شیشه‌یی زندانی بودند.

بعد، قوطی پروانه‌ها را به باغ برد، سر قوطی را باز کرد و پروانه‌ها را آزاد کرد. هشام فریاد زد: «پروانه‌های قشنگ مرا ببخشید که شما را اذیت می‌کردم. قول می‌دهم این کار زشت را هرگز تکرار نکنم.»

آقا باغبان

Sep 11, 2019 29

من آقا باغبانم حالا یک آواز می‌خوانم

مراقبت از سگ کوچک

Sep 07, 2019 29

دوست عاطف به مسافرت رفته است، عاطف به او قول داد تا از سگش مراقبت كند. او بسیار هيجان زده است. او می‌داند كه مراقبت از يك سگ سرگرمی جالبی بوده و البته می‌داند كه بدون زحمت هم [...]

حوض خانۀ ما

Sep 01, 2019 29

در حوض خانۀ ما ماهی‌های رنگارنگ

دیدگاه شما

فیلدی بامشخصات (*) الزامی است.

جستجو

سرخط در فیسبوک